آیا واقعا ایرانیان باستان با خواهر و مادر خود ازدواج میکردند؟؟
ازدواج با محارم یا اشتباه در برگردان واژه ها؟
(بخش چهارم و پایانی)
برای اینکه بدانیم اصطلاحی چگونه ممکن است به تعبیر غلط بینجامد، یک مثال دیگر می آوریم و به گفتمان پایان می دهیم: از همان هنگام اشکانیان در میان دبیران رسم شده است که در سخنرانی های فرمانروایان نام نوشنده را"برادر"بگذارند، یعنی پادشاهی، پادشاهی دیگر را "برادر"می نامد ( و این تعارف در زمان ساسانیان رسمیت گرفت و شاهان ساسانی و امپراتوران رومی یکدیگر را [ برادر] صدا می کردند و حتی زنان آنان نیز یکدیگر را [ خواهر] می خواندند) ( شهبازی، روابط ایران و بیزانس، در دانشنامه ایرانی، ص۴ ).
یا پادشاه کمسالتری را"فرزند"می نامیدند و یا فرمانروای کهنسالتری را"پدر"می گفتند.
نامورتر از همه موارد، آن است که والرشک پادشاه ایرانی ارمنستان [ یعنی تیرداد اشکانی ] در نامه ای به برادر خود بلاش یکم پادشاه اشکانی خود را"برادر و پسر" او می خواند، و البته که وی پسر بلاش نبوده است ( موسی خورنی، تاریخ ارمنستان، کتاب یکم، فصل نهم )، از همین روی است که خسروپرویز در نامه ای که به موریس،امپراتور روم نوشت و از او به سپاه یاری خواست، خود را"فرمانبردار و پسر"موریس خواند ( تئوفیلاکت سیموکتا، تاریخ، فصل ۴، بند ۱۱، فقره ۱۱). و جستینیان ( Justinian ) امپراتور روم در نامه اش به خسرو انوشیروان او را "پدر" خود شمرد ( مالالا، به نقل از وی در شهبازی، همان مقاله).
این گونه تعارفات اگر جدی گرفته شوند معنای بسیار گمراه کننده ای به بار خواهند آورد ( جالب اینجاست که خود خسرو انوشیروان در نامه ای امپراتور جستینیان را [ برادر ما ] خواند! رک. مناندر جاندار، تاریخ، قطعه ۶، [ ترجمه، ص۶۳ ]. )، ولی چیز دیگری نیستند جز همان که امروز مرد محترم سالخورده ای در خطاب به دختری می گوید: دخترم و یا خواهرم، بی آنکه پیوندی ای میان آنان باشد. حالا اگر کسی بیاید و این چنین سخنی را جدی برداشت کند همان کاری را کرده است که مورخان با ایرانیان زرتشتی کرده اند و نه تنها دختر خوانده ها و پذیرفته شدگان در خانواده را بلکه هر کسی را که به گونه ای با تعاریف پدر و دختر و برادر و خواهر و جز آن خوانده شده به تهمت ازدواج با محارم گرفتار کرده اند. پس از این سخن هم نتیجه می گیریم که به صرف تعبیر اصطلاح خوئیتوک دس و گواهیهای ناشی از تعابیر نادرست نمی توان روایی ازدواج در میان نزدیکان را در ایران باستان پذیرفت، اگر دو چند موردی هم پیش آمده بود است، ناشی از خودکامگی و شکستن قوانین ایرانی بوده است و بس.
پایان بخش چهارم و (نهایی)
برگرفته از کانال تلگرامی "برگی از تاریخ"
برچسبها: دانستنی
.: Weblog Themes By Pichak :.